گزارش محلی از محل گود پروژه‌ ایران‌زمین

 
 
 
مطالب مرتبط
 
 

چند روز از حادثه ریزش گود ایران‌زمین می‌گذرد؛ وقتی در ایران‌زمین به خیابان گلستان نزدیک‌ می‌شوی، می‌توانی علامت‌های راهنما را ببینی و به محل گود که می‌رسی، مأموران انتظامات ستسا را می‌بینی که با خوشرویی شما را برای رسیدن به مقصد راهنمایی می‌کنند. اگر رهگذر نباشی و وارد خیابان گلستان شوی، حصار خوشرنگ فلزی را جایی دورتر از محل ریزش می‌بینی و چراغ‌هایی که چشمک می‌زنند و تو را به دقت وا می‌دارند. کارگران، آن سوی حصار، سخت مشغول کاراند. 

یکی از مهندس‌ها را می‌بینم که این سو و آن سو می‌دود و گروه‌های مختلف کاری را راهنمایی می‌کند؛ از او می‌پرسم اوضاع چطور است؟ لبخندی می‌زند: «اوضاع تحت کنترل است. ریزش خیلی‌وقت است مهار شده و فعالیت گود طبق برنامه از سر گرفته شده است.»

آن‌سوتر کارگری را می‌بینم که دستگاهی سوراخ‌کننده را نظارت می‌کند؛ از او کارش را می‌پرسم؛ توضیح می‌دهد: «اینجا را گله به گله سوراخ می‌کنیم و با کشیدن یک نوار فلزی از داخل آن، خاک را متراکم می‌کنیم.»

کمی آن‌سوتر، چند کارگر دیگر، بر روی شبکه‌هایی فلزی که روی زمین سفت شده است، بتن می‌پاشند. این کار را در چند مرحله انجام داده‌اند تا زمین کنار گود، به طور کامل پایدارسازی شود و بتوان عملیات اصلاح دیواره‌ی گود را اجرا کرد. کار در کف گود و بقیه‌ی دیواره‌ها نیز ادامه دارد. پروژه زنده است و نفس‌کشیدنش را می‌توانی در عرق ریختن کارگران مشغول کار، بالا و پایین رفتن صدای گاز ماشین‌های سنگین و آبی که از لوله‌های زه‌کشی شره می‌کند، ببینی.

رهگذران گاهی از کناره‌ی گود می‌گذرند. در چشم‌هایشان کنجکاوی را می‌بینی؛ اگر سؤالی برایشان پیش آید، آرام می‌آیند و از هر کس که مناسب تشخیص دهند، می‌پرسند. گفت‌وگوها گاه به سؤالی و جوابی ختم می‌شود و گاه به درازا می‌کشد. نتیجه هر چه هست، جریان شوق و امید را می‌توانی حس کنی؛ این‌جا در ایران‌زمین، یک پروژه‌ی بزرگ در حال پیشرفت است و این برای هر ایرانی حسی از غرور به همراه دارد.

تاریخ ارسال: 1392/07/24
 
 
 
 
 
اخبار ساختمان
 
مقالات علمی
 
نشست خیابان گلستان
 
 
عضویت در خبرنامه
 
 
sitemap.xml